حقارت بشری
چندی پیش از موضوعی ناراحت شده بودم. مثل همیشه (از موقعی که یادم می آید) به ریشه ی مسبب ناراحت شدنم فکر می کردم. تا جایی که می شد در این ریشه یابی پیش رفتم و سرانجام به "حماقت بشری" رسیدم. حماقتی که ریشه در نقطه ضعف های انسان دارد. اما امروز در مسیری که از خانه به شرکت می رفتیم پسرم از من پرسید اگر روزی در خیابان ناگهان کسی به سمت شما بیاید و یک سیلی به گوش شما بزند چه کار می کنید؟
پاسخ دادم: تلاش می کنم بدانم دلیل این کارش چه بوده است. اگر بی دلیل این کار را کرده باشد قطعا دیوانه ای بیش نیست پس تلاش می کنم او را ببخشم وهرچه بیشتر و زودتر از او فاصله بگیرم و ترتیبی بدهم تا نتواند به گوش انسان دیگری سیلی ای بزند. اما اگر بنا به دلیلی این کار را کرده باشد، مثلا مرا با کسی اشتباه گرفته باشد یا اینکه کسی او را مامور آزار من کرده باشد، آن چنان پاسخی به او خواهم داد تا دیگر هرگز جرات نکند دست به روی کسی بلند کند.
و اکنون دارم به این فکر می کنم که عامل مهم تر از حماقت بشری و یقینا ریشه ی همه ی حماقت های بشری، حقارت های بشری است. بسیاری از رفتارهایی که ما به حساب حماقت دیگران می گذاریم ، این گونه نیستند و صرفا باید به حساب حقارت های آنها گذاشته شوند. چه بسیار انسان های اعلمی (مقابل احمق) را می شناسیم که دچار حقارت بشری هستند. حقارت هایی که با هر تن دادن انسان به خواهش های نفسانی اش در وجود او و مسیر زندگی اش با قدرت تمام رخ می نمایانند. حقارت ها در وجود او ترس های بیشماری به وجود می آورند، ناچار تن به هر حقارتی می دهد و در برابر هر حقارتی زانو زده و تسلیم فرمایشاتش می شود. سکان زندگی اش را حقارت هایش به دست می گیرند. این آدم های حقیر(که متاسفانه تعدادشان کم نیست) در همه ی کشور ها و نژآدها و سنین وجود دارند و یافتن شان کار سختی نیست. آدم هایی که از پیشرفت دیگران غصه می خورند، ناکامی های خود را به دوش کامیابی های دیگران می اندازند. و از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیگران بهره می گیرند. اصولا پیشرفت خود را صرفا با پا گذاشتن بر گرده ی دیگران (کوبیدن و له کردن دیگران) ممکن می سازند. به خود اجازه می دهند تا دیگران را آن گونه که خودشان می پسندند قضاوت کنند و جالب است که همیشه خودشان بی گناهانند و دیگران اشد گناه کاران!
تا جایی که می توانیم باید از حقارت های بشری دوری گزینیم. ریشه ی همه ی بدبختی ها و جنگ ها و انقلاب ها و کشتارها در همین "حقارت بشری" نهقته است. افسوس.
متن وزینی بود
برای لحظاتی به فکر رفتم
باهات موافقم که این حماقت ریشه تمام صفات دیگه است
الان هر صفت بدی که تو ذهنم جستجو می کنم به همین می رسم
سپاس از حضورتون و خوشحالم از این آشنایی
================
پیروز و سربلند باشید.سپاس